تبليغاتX
دانشجویان رشته علوم تجربی ورودی84
عظمتلی الله ین آدیلا

در زمان های قدیم  بعد از خدا، یکی بود که بهش میگفتن ایران..! ایرانی که سرش تو قلب

 اروپا(اتحادیه امروزی) بود و  پاهاشو اونور خلیج فارس دراز میکرد.به به عجب هیکلی!

روزگاری بود که مردم بین هم حرمت داشتند برو بیایی داشتند آقای منطقه بودند(دنیا!)

این آقا ایران ما همچنان مقتدر بود تا زمانیکه همسایه ها خواستند پاهاشونو از گلیمشون

 درازتر کنند  اومدند بین اقوام ایران...!بالاخره دعوای خواهر و برادری شروع شد...

خواهر و برادر ها بهم پریدند...

بالا سریهاشون (بابا ننه ) هم یادشون رفتند باید آتشو خاموش کنند بجای میانجیگیری

 سرشونو فرو کردند وسط دعوا تا برای خودشان نرخ تعیین کنند! بجای اینکه اقوامو آشتی 

دهند گفتند :اینها بعدا یه جوری باهم کنار میان. حالا ما یه چیزی بجیب بزنیم. بعد ها هم 

بزرگترهای فامیل که بهشون میگفتند پادشاه! از این فرصت سو استفاده کردند تا به مردم 

بیچاره کمی ظلم کنند! بالاخره جنگ و ستیز همه جا را فرا گرفت تا اینکه اقوام مختلف 

واسه همیشه از هم دور افتادند... بین هم حصار کشیدند... همسایه ها هم همینو

میخواستند...

تا اینکه خداوند دید اینطوری نمیشه باید یه کاری کرد، فرستادشو فرستاد و دستور داد برو 

ایران را با اقوامش متحد کن و بگو اگه از من اطاعت کنین به همتون هر چی بخواهین

میرسه...بعضی ها قبول کردند بعضی ها زیر بار حرف حق نرفتند بالاخره ایران ما دست و پا

شکسته شد ایران  اسلامی... اما بعد اینکه فرستاده خدا دوباره برگشت پیش خودش!

 سال ها وضعیت به این صورت سپری میشد تا اینکه دوباره همسایه ها که بیشتر شده بودند

 (اقوام جدا شده هم جزو همسایه ها شدند!.) گفتند ای بابا اینطوری نمیشه باید کاری

کرد باید بریم دزدی نمیشه که گرسنه بمونیم باید دوباره بریم میان اقوام متحد ایرانی و  

کمی سر دعوا را باز کنیم. بیشتر وقتها آقا ایران با اقوام متحدش توانستند از خودشون دفاع

کنند اما چون میانه ایران با بالاسری های خودش خوب نبود(پادشاه ها) بالا سری ها برای

اینکه بتوانند بر ایران فرمان برانند شدند همدست و بازیچه همسایه های اجنبی! غافل از اینکه  

فکر نمیکردند اجنبی ها چرا اومدن میان معرکه... یکی از اجنبی ها که قبلا توانسته بود خواهر

و برادرهای ایران را کم کنه و بطرف خودش بکشه نامش بود انگلیس...

انگلیسی ها شعارشون این بود که تفرقه بیانداز و حکومت کن! و بالاسری های ایران از این

موضوع بی اطلاع بودند...

انگلیسی ها هر کدام از بالاسری ها که توان فرمان روایی بر ایران را نداشت و به اونها سودی

نمیرساند از خونش بیرون میکردند و یکی دیگه پیدا میکردند...

تا اینکه مدعی های غارت اقوام ایران بیشتر شد ... اسامی تازه ای پیدا شدند ورّاث های

جعلی مثل آمریکا و روسیه و آلمان...

روزها سپری میشد دیگه خداوند دوباره پا بمیان گذاشت اینبار کمی از روح خودشو دمید روی

ایران... آقا روح الله اومد بسوی ایران...تا ایران را دوباره احیا کنه...

اما مگه میگذاشتند.... غافل از اینکه اراده خداوند در خون و غیرت اقوام ایران جاری شده بود...

با این اوصاف کارشکنی میکردند چون زورشان به خداوند و آقا روح الله نمیرسید چند سالی آقا

را از اقوام متحد ایران گرفتند فکر میکردند وضعیت باب دندان وراث جعلی تغییر میکنه اما نشد

که نشد...

مگه فامیل های ایرانی گذاشتند بالاخره نتونستند از پس اراده خداوند و غیرت آقا و خون

جوانان بیایند... دمشان را گذاشتند روی دوششان و ایران عزیز شد دوباره با شناسنامه ایرانی.

البته چند باری چند سالی خواستند بپای ایران عزیز بپیچند که جوانان فامیل با ایثار و ارادت به

آقا و ایمان به خداوند نگذاشتند...  از جان مایه گذاشتند ...

این اواخر هم دوباره انگلیسی با متحدانشون اومدند میان معرکه و دوباره همان شعار قدیمی

را سر میدن : تفرقه بیانداز و حکومت کن..!

فکر میکنن حالا دیگه جوانان قدیمی از یاد رفتند  و خونشان کمرنگ شده... اما به این اندیشه

نکردند که چه بخواهند چه نه، چه دوست داشته باشند چه نه، یاد عزیزان  زنده میماند تا ابد

میان اقوام ایرانی.

 فرزندان این مرز و بوم  مقاومت میکنند تا آخرین منجی... آخه میگن تا سه نشه بازی نشه.

امام محمد باقر(ع) : پدرانی که صالح بودند و شهید شدند فرزندانشان راه ایشان را ادامه

خواهند داد...

زنده باد آقا ایران زنده باد یاد آقا روح ا... و یاد یارانش...

+ نوشته شده توسط اسلامی در یکشنبه هفتم تیر 1388 و ساعت 14:12 |
+ نوشته شده توسط اسلامی در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:58 |

یا کریم

+ نوشته شده توسط اسلامی در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:59 |
ویژگی های دانشجویان    چند کشور متفاوت!!!
+ نوشته شده توسط اسلامی در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 و ساعت 18:40 |
یلدا جان دوباره آمدی تو خبری ز یوسف زمان نداری؟!
+ نوشته شده توسط اسلامی در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت 17:53 |

بنام خدا

موضوع انشاء : در آینده می­خواهید چه کاره شوید؟

 من می­خواهم وقتی بزرگ شدم بروم و کار کنم چون کار چیز خوبی است و خیلی فایده دارد. اما این موضوع انشا اشتباه است چون توی کتاب فارسی ما نوشته است « برو کار میکن مگو چیست کار» پس ما هم نباید مشخص کنیم میخواهیم چه کار کنیم. اما کار خیلی خوب است. من میخواهم در آینده خلبان بشوم چون خیلی هیجان دارد و ما از آن بالا چیزهای زیادی را می بینیم ولی مادرم می­گوید تو باید به دانشگاه بروی و دکتر بشوی چون خلبانی شغل خطرناکی است و می­گوید توی خلبانی رفتنت با خودت است اما برگشتنت با خدا و بسوی خداست. من هم حرفش را قبول کردم ولی به او گفتم که آقای معلم به ما گفته است که دانشگاه خوب است ولی همه چیز نیست و نباید به دنبال مدرک بود چونکه یک نفری هست که مدرک هم دارد ولی مدرکش الکی است و معلم­مان می­گوید شما بچه­ها الآن بلد هستید عدد سه­رقمی را تقسیم کنید اما آن آقا بلد نیست ولی می­تواند همه کار بکند. معلم ما می­گوید آن آقا مدرکش الکی است ولی نمی­شود به رویش آورد چون که مسائل خصوصی مردم به خودشان مربوط است. پس نتیجه می­گیریم که دانشگاه خیلی هم خوب نیست و لازم نیست ما به خودمان زحمت بدهیم کنکور درس بخوانیم و اگر قبول نشدیم مثل لیلا دختر علی آقا افسرده شویم. حمید می­گوید که میخواهد معلم شود اما او نمی­داند چه می­گوید زیرا اگر حمید معلم شود و کسی را بزند اخبار 20:30 او را نشان می­دهد تا همه از او بدشان بیایند، آنوقت آبرویش می­رود، تازه اگر معلم بشود مجبور می­شود بعد از زنگ آخر برود و مسافرکشی بکند و خیلی خسته می­شود. من تصمیم گرفته­ام اگر معلم شدم، معلم ورزش بشوم چون از همه بهتر است و زحمتی هم ندارد و همیشه توی دفتر مدرسه می­نشیند و بعضی وقتها هم با ما فوتبال بازی می­کند و دردسری هم ندارد. من می­خواهم کار کنم و برای جامعه مفید باشم اما نمی­دانم دقیقاً چه کار کنم چون من هفته پیش تصمیم گرفته بودم دانشمند بشوم تا هم معروف بشوم و هم مفید باشم اما وقتی با پدرم به مسجد رفتیم، حاج آقا گفت که انیشتین که دانشمند هم بود اما آدم خوبی نبود چون بمب اتم ساخت و مردم زیادی را کشت ولی ما نمی­خواهیم کسی را بکشیم و اگر میخواهی دانشمند بشوی می­توانی در درس دینی دانشمند بشوی. حالا من نمی دانم چه کار کنم. شاید رفتم در بنگاه­های زودبازده کار کردم و در آنجا پیشرفت کردم ولی پدرم می­گوید "معلوم نیست بانک مرکزی وام بدهد پس بیخودی دلت را صابون نزن" . اما اگر هیچ کاری نتوانستم پیدا کنم من میخواهم با بهرام به دبی بروم و کار کنم و آنجا برای عربها مفید باشم چون اگر بخواهم اینجا بیکار بمانم حتماً معتاد می­شوم و گوشه خیابان می­میرم .( این مطلب در  وبلاگ زیر نوشته شده )

http://www.fekrestan.blogfa.com/اغلن – 5/آبان/87

+ نوشته شده توسط مهسا-مدیر وبلاگ در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 و ساعت 0:4 |
  روی هر پله ای که  باشی خداوند یک پله از تو بالاتر است نه به خاطر اینکه خداست به خاطر اینکه دستتو   بگیره .

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهسا-مدیر وبلاگ در دوشنبه یازدهم آذر 1387 و ساعت 23:38 |

خدایا ! هرگز ما را به خود وا مگذار

زمانی که مدرسه میرفتیم به معلممون میگفتیم میخواهیم دکتر ی مهندسی معلمی یا بالاخره هرچی... بشیم معلم میخندید میگفت انشاءا...!!!

خوب حقم داشت بیچاره! حالا که بزرگ شدیم میفهمیم چقدر میبایست طی میکردیم تا برسیم تازه جایی که باید شروع کنیم... غافل از آنکه در سرابیم!

همه چیز به تلاش بسته است و البته نیازمند برایند چند نیرو.

نیروی اطرافیانمان که تا چه حد قبولمان کنند نیروی هدفی که ما رو بخود جذب کند و انگیزش مورد نیاز مسیر طاقت فرسا و البته نیروی فراتر از اینها بنام « الا بذکرا... تطمئن القلوب».... نتیجه برایند سوختیست بقدرت فراتر از پیشروی نور!!!

خدایا چنان کن سر انجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار

البته سیلی روزگار یادت نره!

 

 

+ نوشته شده توسط اسلامی در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 15:4 |
 

 

                                                        نفس بکش

رسیدیم!

نفس بکش!

چه سخت میرسیم

وچه ساده فراموش میکنیم ...

رویاهایمان می شوند آرزو

و آرزوهایمان پوست می اندازند

و اسمشان می شود حقیقت !

این آخری باور کردنی ست

و وقتی باورش کردیم

فراموش می کنیم

روزی چقدر دست نیافتنی بود ... !

 

+ نوشته شده توسط مهسا-مدیر وبلاگ در دوشنبه بیستم آبان 1387 و ساعت 0:56 |

ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم

گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم

دنیا اگر از یزید لبریز شود

ما پشت به سالار شهیدان نکنیم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اسلامی در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 و ساعت 20:18 |
به آدرس:

http://pishrafte2007.blogfa.com

مراجعه شود.

+ نوشته شده توسط اسلامی در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 و ساعت 20:5 |

یه نفر خوابش میاد وواسه خواب جانداره
برای فردانداره یه نفر یه لقمه نون
یه نفرمیشینه واسکناساشو می شمره
که تاداره یانداره می خواد امتحان کنه
یه نفرازبس بزرگه خونشون گم میشه توش
اتاقشون واسه همه جانداره اون یکی
بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره
انتخابم می کنه پولشوامانداره
یکی دفترش پراز نقاشی وخط خطیه
اون یکی مداد برای اب وبابا نداره
یکی ویلای کناردریاشون قصرولی
اون یکی حتی تو فکرش اب دریانداره
یکی بعد مدرسه توپ چهل تیکه می خواد
مامانش میگه گرونه اینجانداره
یه نفرتولدش مهمونیه همه میان
یکی تقویم واسه خط زدن روروزانداره
یکی هرهفته یه روز پزشکشون میاد خونش
یکی داره میمیره خرج مداوانداره
یکی انشاشو میده توخونه صحیح کنه
یکی ازبرشده دردو دیگه انشانداره
یه نفرامضاش می ارزه به هزارعالمی
یه نفر بعد هزار عمروزحمت هنوزامضانداره
توکلاس صحبت چیزی میشه که همه دارند
یکی می پرسه اخه چرامال مانداره
یکی دوس داره که کارتون ببینه اما کجا
یکی اونقددیه که میل تماشا نداره
یکی ازواحدای بالای برجشون میگه
یکی اماخونشون اتاق بالا نداره
یکی جای خاله بازی کلاس انشامیره
یکی چیزی واسه نقاشی ابرا نداره
یکی پول نداره تادوروزبه شهرشون بره
یکی طاقت واسه صدور ویزانداره
یکی ازبس شومینه گرمه میفته ازنفس
یکی هم برای گرمی دستاش نانداره
دخترک میگه خداچراما....مامانش میگه
اون خونه لیلا نداره عوضش دخترکم
یه نفرتمام روزاش پر رنج و سختیه
هیچ روزیش فرقی باروزای مبادا نداره
یکی ازمایش نوشتن واسش امانمی ره
میگه نزدیکای ماازمایشگاه نداره
بچه ای که توچراغ قرمزا میفروشه گل و
شوروشوق ورویانداره مگه درس ومشق و
یه نفرتمام روزاوشباش طولانیه
پس دیگه نیازی به شبای یلدا نداره
یاداون حقیقت کلاس اول افتادم
داراخیلی چیز اداره ولی سارانداره
راستی اسمو واسه لمس بهتره قصه میگم
ملیکاچه چیزایی داره که رعنانداره
بعضی قلبا واسه خودش دنیایی داره
یه چیزایی داره توش که تو دنیانداره

+ نوشته شده توسط اسلامی در جمعه پنجم مهر 1387 و ساعت 16:34 |

 

زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ...

 

يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ،چشم

 

 تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم. 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهسا-مدیر وبلاگ در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 و ساعت 1:0 |

1- فضیلت ماه رمضان

رمضان ، ماهی است که در آن قرآن فرو فرستاده شده است ؛ [ کتابی ] که مردم را راهنما و[ در بر دارنده ] نشانه های آشکار هدایت ومیزان تشخیص حق از باطل است .  سوره مبارکه بقره آیه 185

درهای آسمان در شب اول ماه رمضان گشوده می شود وتا آخرین شب این ماه بسته نمی شود.   پیامبر اکرم (ص)

بدبخت واقعی کسی است که  این ماه را پشت سر گذارد و گناهانش آمرزیده نشود .     پیامبر اکرم (ص)

رمضان ، رمضان نامیده شد ؛ زیرا گناهان را می سو زاند .       پیامبر اکرم (ص)

خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه ای برای آفریدگان خود قرار داده تا با طاعتش برای خشنودی او از یکدیگر پیشی گیرند .  امام حسن (ع )

 

2 -روزه

ای مومنان ! روزه بر شما مقرر شده است ؛ همچنان که بر پیشینیان شما مقرر شده بود ، شاید که پرهیزگار شوید .  تحف العقول ص 236

روزه سپری است در برابر آتش       پیامبر اکرم (ص)

برای هر چیزی زکاتی است وزکات بدن ها روزه داری است .      پیامبر اکرم (ص)

روزه بگیرید تا تندرست باشید .      پیامبر اکرم (ص)

روزه دل ، اندیشیدن به گناهان ، برتر است از روزه شکم ؛ یعنی غذا خوردن    امام علی (ع)

 

3 -تلاوت قرآن

کسانی که کتاب [ آسمانی ] را به آنها دادیم ،[و] آن را چنان که شایسته آن است می خوانند ، ایشان اند که به آن ایمان دارند . سوره مبارکه بقره ، آیه 121

در ماه رمضان قرآن بسیار تلاوت کنید .      پیامبر اکرم (ص)

هرگاه فردی از شما دوست داشته باشد که با پروردگارش سخن بگوید ، قرآن بخواند .     پیامبر اکرم (ص)

از خواندن قرآن غافل مشو ؛ زیرا قرآن دل را زنده می کند و از فحشا وزشت کاری وستم بازمی دارد .   پیامبر اکرم (ص)

 

4- دعا واستغفار

دعای روزه دار ردّ نمی شود .     پیامبر اکرم (ص)

خداوند در هر شب ماه رمضان می گوید :« به عزت وجلالم سوگند ، به فرشتگان فرمان داده ام درهای آسمان را بر روی بندگان دعا کننده من بگشاید ».     پیامبر اکرم (ص)

ماه رمضان ماه استغفار ، ماه روزه وماه دعا است .  پیامبر اکرم (ص)

ماه خدا به سوی شما روی آورده است ...  جان شما در گرو اعمال شما است ؛ پس آن را با استغفار آزاد کنید . پیامبر اکرم (ص)

دعای شما در این ماه به اجابت می رسد .  پیامبر اکرم (ص)

بر شما باد در ماه رمضان به بسیاری استغفار ودعا  .  امام علی (ع)

در ماه رمضان جز به دعا وتسبیح واستغفار وتکبیر لب نمی گشود .  امام سجاد (ع)

 

 

5- شب های قدر

هر کس شب قدر را احیاء بدارد ، تا سال آینده عذاب از او برداشته می شود .  پیامبر اکرم (ص)

هر کس از روی ایمان وبرای رسیدن به ثواب الهی ، شب قدر را به عبادت بگذراند ، گناهان گذشته اش آمرزیده می شود .  پیامبر اکرم (ص)

قلب ماه رمضان شب قدر است .  امام صادق (ع)

هر که فاطمه را ، آن گونه که سزاوار است ، بشناسد ، بی تردید شب قدر را درک کرده است .  امام صادق  (ع)

مقدرات در شب نوزدهم تعیین ، در شب بیست ویک تایید ودر شب بیست وسوم [ ماه رمضان ]  امضا می شود . امام صادق (ع)

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مهسا-مدیر وبلاگ در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 و ساعت 0:55 |

اینجا     خیلی    وقته

 

       تعطیله!!!

 

کسی  نیست  بداد 

 

 این وبلاگ برسه؟!

+ نوشته شده توسط اسلامی در جمعه هشتم شهریور 1387 و ساعت 22:3 |

براي خوندنه آف-جك- اس ام اس-به آدرسwww.viz vizack.blogfa comسر بزنيد

راستي مهسا جون يكي از دوستام مي خواهد عضو وب بشه بايد چيكار كنه؟ممنون ميشم اگه راهنمايي كنيد

 

+ نوشته شده توسط رباب در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 و ساعت 18:20 |

تاثيرات شگفت انگيز نماز بر امواج بدن

 

دانشمندان جهان به اين نتيجه رسيده اند كه نماز و امواج بدن انسان روي هم تاثير شگفتي دارند. براي نخستين بار "هارلود بور" از دانشگاه بيل به وجود ميدان مغناطيسي در اطراف موجودات زنده پي برد.اما اخيرا دانشمندان با استفاده از تصاوير بدست امده از ميدان مغناطيسي زمين گفته اند كه: اگر انسان در هر نقطه از زمين رو به قبله بايستد ميدان مغناطيسي بدنش بر ميدان مغناطيسي زمين منطبق شده و در مدتي كه در نماز است ميدان مغناطيسي بدنش  منظم مي شود. يكي از نكات بسيار جالبي كه پروفسور بور به ان دست يافته كه در بدن تمام دانشجويان مونث ماهي يك بار تغيير ولتاژ شديد ايجاد مي شود و ميدان بدن به منظم ترين حالت خود ميرسد و شايد به همين دليل است كه زنان نياز ندارند در اين مدت نماز بخوانند. اخيرا هم كشف شده است كه قلب زنان منظم تر و قوي تر از مردان مي زند و دليل ان هم تغيير ولتاژ است. اين دانشمندان همچنين پي برده اند كه: با دفع بارهاي زايد بدن در وضو امواج مغزي در ايده ال ترين حالت قرار مي گيرند. علاوه بر ان حالت تمركز در هنگام نماز در انسان بوجود مي ايد تشعشع امواج الفا را به اندازه قابل توجهي بالا مي برد و توانايي مغز را در توليد اين امواج زياد مي كند.

+ نوشته شده توسط رباب در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 و ساعت 13:36 |

شاخه با ريشه خود حس غريبي دارد .باغ امسال چه پاييز عجيبي دارد .غنچه شوقي به شكوفا شدنش نيست .دگر با خبر گشته كه دنيا چه فريبي دارد. خاك كم اب شده مثل كويري تشنه شايد از جاي دگر مزرعه شيبي دارد.سيب هرسال در اين فصل شكوفا مي شد.باغبان كرده فراموش كه سيبي دارد.....

+ نوشته شده توسط رباب در دوشنبه هفدهم تیر 1387 و ساعت 20:41 |
از همه همكلاسيهای عزيز و فارغ التحصيلان دانشگاه آزاد واحد اردبيل  كه مدرك تحصيلي خود را دريافت كرده اند دعوت ميشود روز پنجشنبه ۳۰ خرداد ماه در دانشگاه سماء براي انتخاب خانم پرندك به عنوان هيت اجرايي كانون حضور بهم رسانند .               

                                                                                                    از حضورتان متشكريم. 

+ نوشته شده توسط مهسا-مدیر وبلاگ در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 و ساعت 10:56 |
یادش به خیر و شاید هم بهتر است بگم الهی شکر که امتحانات برای ما تمام شد . ولی امیدوارم در  امتحانات الهی سربلند باشیم . 

اما برای آنان که هنوز امتحان دارند.

توصیه هایی مهم برای امتحان :

 چکیده: امتحان معیار ارزشیابی دانسته‌ها و تواناییهای شماست و شما می‌‌توانید از آن بعنوان ابزاری برای ارزیابی مهارت های یادگیری خود استفاده کنید. اما شرایط فیزیکی و ذهنی وجود دارد که عملکرد شما در حین امتحان را تحت تأثیر قرار می‌‌دهد. بنابراین لازم است پاره ای نکات را هنگام امتحان رعایت کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهسا-مدیر وبلاگ در جمعه دهم خرداد 1387 و ساعت 16:14 |